X
تبلیغات
رایتل
یکشنبه 19 آبان‌ماه سال 1387

خواستن ( want ) _ خواستن ( ask ) _ گفتن ( tell ) _ دستور دادن ( order ) _

خواستن ( would like ) _ تشویق کردن ( encourage ) _ اجازه دادن ( allow ) _

اجازه دادن ( permit ) _ مجبور کردن ( force ) _ انتظار داشتن ( expect ) _

توصیه کردن ( advise ) _ دعوت کردن ( invite  ) _

He ordered the soldiers not to shoot.

به سربازان دستورداد که تیراندازی نکنند .

I would like to swim.

می خواهم شنا کنم .